ه‍.ش. ۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

جایزه‌ پاول واتسلاویک وین به فرهنگ‌شناس آلمانی آلئیدا آسمن

آلئیدا آسمن، برنده‌ی جایزه‌ی

روز دوشنبه (۳۰ مارس) جایزه‌ پاول واتسلاویک وین به فرهنگ‌شناس آلمانی آلئیدا آسمن اعطا شد. خانم آسمن در سخنرانی خود به این مناسبت گفت، فقط با یک حافظه‌ی جمعی مشترک است که پیکر منسجم اروپا شکل می‌گیرد.


عنوان سخنرانی فرهنگ‌شناس آلمانی "آلئیدا آسمن" (Aleida Assmann) "در مسیر یک حافظه‌ی جمعی اروپایی" نام داشت. آسمن از نظریه‌پردازان سرشناس در زمینه‌ی حافظه‌ی فردی، جمعی و فرهنگی است.

آلئیدا آسمن روز دوشنبه (۳۰ مارس) در تالار شهرداری وین پایتخت اتریش حضور یافت و جایزه‌ی "حلقه‌ی افتخار پاول واتسلاویک" را دریافت کرد. وی سپس در تجلیل از پاول واتسلاویک سخنرانی خود را ایراد کرد.

سخنرانی آلئیدا آسمن در تالار شهرداری وین

جایزه‌ی "حلقه‌ی افتخار پاول واتسلاویک"

جایزه‌ی "حلقه‌ی افتخار پاول واتسلاویک" از سوی کانون پزشکان وین به اندیشه‌ورزان عصر حاضر، در تقدیر از پژوهش‌های علمی‌ آنها اهدا می‌شود. پاول واتسلاویک (Paul Watzlawick)، روانکاو، فیلسوف و نظریه‌‌پرداز پرآوازه‌ی اتریشی در گستره‌ی ارتباطات بود که در سال ۲۰۰۷ درگذشت. وی آثار بسیاری از خود بر جای گذارد. به ویژه دو کتاب وی با عنوان‌های "واقعیت تا چه اندازه واقعی است" و "دیباچه‌ای بر شوربختی" از پرفروش‌ترین کتاب‌ها بوده‌اند.

این دومین سالی است که جایزه‌ی علمی "حلقه‌ی افتخار" کانون پزشکان وین اهدا می‌شود. جایزه‌ی سال ۲۰۰۸ به جامعه‌شناس پرآوازه "پتر برگر" تعلق گرفت. وی کسی بود که به همراه جامعه‌شناس آلمانی توماس لوکمان در سال ۱۹۶۶ کتاب ماندگار "ساخت اجتماعی واقعیت، یک نظریه‌ی جامعه‌شناسی دانش" را انتشار دادند.

دلیل اعطای "حلقه‌ی افتخار" به آلئیدا آسمن

دکتر والتر دورنر، رئیس کانون پزشکان وین و بنیانگذار این "حلقه‌ی افتخار" و ارهارد بوسک، رئیس هیأت داوران در استدلال خود برای اعطای این جایزه آورده‌اند: «هیأت ژوری این بار با گزینش دکتر آلئیدا آسمن فردی را برگزید که فراتر از این جایزه شایسته‌ی تقدیر است. خانم آسمن هومانیست و جهان‌شهروندی است از سنت پاول واتسلاویک، و معمار پیگیر واقعیت ظاهری است .»

آلئیدا آسمن در کنار  والتر دورنر، رئیس کانون پزشکان وین و ارهارد بوسک، رئیس هیأت ژوری این دو می‌افزایند: «بر پایه‌ی تحلیل شفاف آلئیدا آسمن، فرهنگ‌های حافظه ساختارها، معناها و سازوکارهای غلبه بر گذشته‌ی خود را می‌سازند. آسمن اروپا را فقط هنگامی هم‌چون یک پیکر منسجم می‌بیند که حافظه‌ی جمعی مشترک آن شکل گیرد. اروپا بیش از یک جامعه‌ی مشترک‌المنافع و یک فضای مشترک اقتصادی است. هویت اروپا را باید در فرآیند دردناک «یاد» جست و یافت.»

نگاهی به گذشته‌‌ی آلئیدا آسمن

آلئیدا آسمن در ۲۲ مارس ۱۹۴۷ در بِتِل در نزدیکی شهر بیله‌فلد آلمان به دنیا آمد. وی در سال ۱۹۶۸ با یان آسمن، که کارشناس مصر باستان و نظریه‌پرداز الهیات سیاسی است، ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند است. خانم آسمن عضو مهم‌ترین نهادها و انجمن‌های علمی است.

آلئیدا آسمن پس از طی تحصیلات دانشگاهی خود در رشته‌های زبان و ادبیات انگلیسی و مصرشناسی، به کسب درجه‌‌های علمی دکترا و فوق‌ دکترای در دانشگاه‌های توبینگن و هایدلبرگ نائل آمد. وی هم‌اکنون صاحب کرسی استادی در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی و ادبیات‌شناسی در دانشگاه کنتستانس آلمان است. این فرهنگ‌شناس آلمانی استاد میهمان و پژوهشگر شمار زیادی دانشگاه‌های آمریکا و اروپا بوده است.

ولی پژوهش‌های علمی آلئیدا آسمن فراتر از حوزه‌ی کرسی استادی‌اش می‌رود. وی را بیشتر فرهنگ‌شناس و نظریه‌پرداز حافظه‌‌ی فردی، جمعی و فرهنگی می‌شناسند. از وی آثار بسیاری انتشار یافته است. به ویژه دو کتاب وی با عنوان‌های "فضاهای یاد" و "سایه‌ی دراز گذشته" توجه تحسین‌برانگیز افکار عمومی، به ویژه کارشناسان را برانگیخته است.

آسمن در این دو کتاب به تحلیل شکل‌ها و دگرگونی در حافظه‌ی فرهنگی انسان‌ها دست زده و در این دو اثر یک مجموعه‌ی منسجم نظری عرضه کرده است. وی به ویژه موضوع هولوکاست در حافظه‌ی فردی و جمعی را بررسیده است .


انسان در جمع پرورش می‌یابد

اگرچه انسان به منزله‌ی فرد قابل تقسیم نیست، ولی این فرد واحد خودکفایی هم نیست. انسان‌ها را باید در ارتباط‌های گسترده‌تری دید. هر «منی» به «مایی» متصل است که بنیان‌های مهم هویت خود را از آن برمی‌گیرد. با زایش انسان و ورودش به جهان، فردیت انسان نیز حضور خود را نشان می‌دهد. این کودک نوزاده، آن «منی» است که به یک گروه و یا جمع «ما» وارد شده است. ولی ورود به این «ما−گروه» نه تصمیم و حرکتی است اختیاری و نه گزینشی آگاهانه؛ مانند عضویت یک فرد در «ما−گروه‌ها»ی خانواده، نسل، قوم، دین و یا ملت.


روی جلد کتاب خانواده نه فقط مکان پیدایش حیات انسان بلکه با گرامی‌داشت و یادبود مردگان، مکان بقای پس از مرگ نیز هست. از چشم‌انداز فرد، خانواده فقط حلقه‌‌ای از زنجیر بقای نیاکان نیست؛ خانواده مکان ارتباطات نیز هست. با درهم‌تنیدن رشته‌ی تجربه‌ها، روایت‌ها و سرنوشت‌ها، در اینجا با صحنه‌ی درآمیزی نسل‌ها رو به رو هستیم. عکس‌ها، سندها و نوشتجات حافظه‌ی خانوادگی را، دست‌کم در سه نسلی که با یکدیگر در تماس و در حال تبادل تجربه‌اند، زنده نگاه می‌دارند و پاره‌ای از هویت فردی نسل‌های آینده را می‌سازند.

افق‌های زمانی نسل‌ها

هر «ما−گروه» دارای یک بُعد یا افق زمانی است. مثلا افق زمانی «ما−گروهِ» خانواده بین ۸۰ تا ۱۰۰ سال است، یعنی در فاصله‌ی زمانی‌ای که سه یا چهار نسل با یکدیگر هم‌زیستی دارند. ولی افق زمانی «ما−گروهِ» خانواده ناچیزتر از آن است که بتوان آن را با افق زمانی «ما−گروه‌»های بزرگ‌تر فرهنگ‌، دین‌ و ملت‌ مقایسه کرد. فرد با ورود به این «ما−گروه»‌های بزرگ نه فقط بُعد زمانی دیگری را می‌پذیرد بلکه با یک افق زمانی گسترده‌تر، به فراسوی تجربه‌های فردی خود می‌نگرد. در پی آن، حافظه‌ی فرد نیز از تجربه‌های خویش پا فراتر می‌‌نهد. در اینجاست که با درآمیزی رشته‌های حافظه‌ی فردی و جمعی رو به رو می‌شویم.

آسمن معتقد است، در یک چنین وضعیتِ «افق‌های زمانی» متفاوت است که می‌توان از «افق‌های حافظه» سخن راند. به این معنا که: «ما−گروه»هایی که در بالا از آن نام بردیم، هر یک شکل ویژه‌ای از حافظه را پیکربندی می‌کنند. این شکل ویژه‌ی «‌ما−حافظه» آمیزشی است از حافظه‌ی چندین «ما−گروهِ» خانواده، نسل، جامعه، دین، ملت و فرهنگ. در نتیجه دشوار بتوان تشخیص داد که نزد یک فرد یا یک جمع، شکل‌بندی حافظه‌ی یک ما−گروه در کجا به پایان می‌رسد و در امتداد آن شکل‌بندی حافظه‌ی یک ما−گروه دیگر آغاز می‌شود. مثلا اینکه کدام پاره از حافظه‌ی ما برگرفته از «ما−گروه» خانواده است و کدام از «ما−گروه‌» دین، ملت یا فرهنگ.

شکل‌بندی‌های حافظه

روی جلد کتاب ولی با وجود بغرنجی این درآمیزی، آسمن معتقد است که تشخیص و تمیز سطح‌ها و بُعدهای متفاوتِ حافظه چندان دشوار نیست، زیرا هر سطح از حافظه، کارکرد و میزان پویایی خود را دارد. از سوی دیگر با مقایسه‌ی حافظه‌ی فردی و جمعی می‌توان چهار نوع شکل‌بندی حافظه را از یکدیگر تفکیک کرد: حافظه‌ی فردی، حافظه‌ی اجتماعی، حافظه‌ی سیاسی یا ملی و حافظه‌ی فرهنگی. با معیارهایی چون شعاع زمانی و مکانی، بزرگی گروه، و ثبات و بی‌ثباتی حافظه می‌توان نوع و دامنه‌ی حافظه را نیز از یکدیگر تمیز داد.

آسمن در آثار خود که خواننده را مجذوب خود می‌سازد، می‌گوید که پدیده‌ی حافظه‌ی جمعی با «فرهنگ یاد» پیوندی سخت دارد و می‌نویسد: «ما سده‌ی بیستم را پشت سر گذاردیم، ولی او هم‌چنان به دنبال ماست ...»

داود خدابخش

ه‍.ش. ۱۳۸۸ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

جنبش زنان در سال 1387: 'در تنگنا ولی امیدوار'

سال ۱۳۸۷ در حالی برای زنان آغاز شد که جناح اصولگرای حاکم در جمهوری اسلامی ایران برنامه های گسترده ای برای آنچه "تقویت بنیان خانواده" می خواند، در دست اجرا داشت.

همزمان برخورد با "بدحجابی" از سوی نیروی انتظامی در تمام سال گذشته ادامه داشت و فرماندهان این نیرو بارها بر اجرای آن تاکید کردند.

نیروی انتظامی و قوه قضائیه آمار زنان و دخترانی را که در سال ۸۷ به اتهام"بدحجابی" دستگیر شده یا تذکر دریافت کردند، در اختیار رسانه ها قرار نداده، اما اظهارات برخی از فرماندهان این نیرو از ارقام "هزارن نفری" حکایت دارد.

از جداسازی تا سهمیه بندی

جداسازی جنسیتی در سال ۸۷ از سوی برخی از مقام های دولتی مورد تاکید قرار گرفت و برخی از وزارتخانه ها آن را به اجرا در آوردند.

وزارتخانه های بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، آموزش عالی از جمله دستگاه های دولتی بودند که در سال گذشته در جداسازی جنسیتی پیشقدم شدند.

علیرضا علی احمدی، وزیر آموزش و پرورش حتی خبر داد که این وزارتخانه در حال تفکیک کتاب های درسی دانش آموزان دختر و پسر از یکدیگر است.

وزیر علوم و تحقیقات نیز در فروردین ۸۷ به فاصله چند روز پس از نامه سرگشاده ۷۰۰ تن از زنان و دانشجویان در اعتراض به "سهمیه بندی جنسیتی" ضمن دفاع، اجرای این طرح را خواست دانشگاه ها عنوان کرد.

جداسازی در پارک ها نیز طی سال ۸۷ با افتتاح پارک های ویژه زنان که ورود مردان به آن ممنوع است، در تهران و چند شهر دیگر ادامه پیدا کرد.

البته دولت نهم این اقدامات را در راستای صیانت از حریم زنان و تحکیم بنیان خانواده معرفی کرده است.

تحکیم خانواده

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران در تیرماه ۸۷ از تلاش دولت برای ارائه "لایحه کاهش ساعت کار زنان" به مجلس خبر داد و گفت که بر اساس این لایحه، ساعات کار زنان شاغل در ادارات دولتی کاهش می یابد و"زمانی که مادران در خانه کار می‌کنند، نیز جزو وظایف اداری آنها محسوب شود."

زهره طبیب زاده نوری، مشاور محمود احمدی نژاد در امور زنان در اسفند ماه گفت که در دولت نهم به نهاد خانواده به عنوان یک هدف استراتژیک نگاه می شود و مشارکت زنان در مباحث اجتماعی تا جایی مورد قبول است که به نهاد خانواده خدشه ای وارد نشود.

برخی منتقدان می گویند شاید با همین ایده تحکیم بنیاد خانواده بود که در دوم دی ماه فرحناز قندفروش، مشاور امور بانوان استاندار تهران، در سخنانی بی سابقه دست کم یک سوم جمعیت بیش از ۵۰۰ هزار نفری زنان مطلقه را به فساد اخلاقی متهم و ادعا کرد: " در ۹ ماه اول سال ۸۷ برای یک سوم از زنان مطلقه در دادسرای ارشاد، پرونده فساد اخلاقی تشکیل شده است."

در سال گذشته دولت همچنین "لایحه حمایت از خانواده" را که فعالان جنبش زنان از آن به عنوان "لایحه چند همسری" نام می برند، به مجلس ارائه کرد که با مخالفت های گسترده فعالان حقوق زنان مواجه شد. این اعتراض ها مجلس را واداشت تا دو ماده مورد اعتراض را از لایحه دولت حذف کند.

در هجدهم شهریور ۸۷ رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت که مواد ۲۳ و ۲۵ لایحه حمایت از خانواده که "باعث حساسیت و نگرانی در بین مردم شده بود، در جلسه این کمیسیون حذف شده است."

برخورد با فعالان زن

گذرنامه نسرین ستوده اواسط آذرماه هنگامی که او عازم ایتالیا بود، توقیف شد

در سال ۸۷ همزمان با گسترش تلاش زنان در راستای تغییر برای برابری در داخل ایران و تقدیر جهانی از جنبش زنان ایران، برخورد با آن نیز ابعاد تازه ای به خود گرفت.

خدیجه مقدم، محبوبه کرمی، سولماز ایگدر، زینب بایزیدی، فاطمه گفتاری، عشا مومنی، نگین شیخ الاسلامی، شهناز غلامی، نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و بهاره هدایت از جمله فعالان جنبش زنان در ایران هستند که طی سال ۸۷ بازداشت شدند.

در مواردی نیز نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی اقدام به بازداشت گروهی فعالان جنبش زنان کردند.

ماموران امنیتی از جمله در روز ۲۲ خرداد که برخی از فعالان جنبش زنان قصد برگزاری مراسمی در گالری راه ابریشم را داشتند، ضمن لغو و ممانعت از برگزاری این مراسم ۹ نفر را بازداشت کردند.

ژیلا بنی یعقوب، نسرین ستوده، جلوه جواهری، آیدا سعادت، فریده غائب، ناهید میر حاج، سارا لقمانی، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده همگی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء پس از یک شبانه روز بازداشت آزاد شدند.

برخی دیگر از فعالان جنبش زنان چون رضوان مقدم، نسرین افضلی، مریم حسین خواه، خدیجه مقدم، پروین اردلان، محبوبه حسین زاده، جلوه جواهری، ناهیدکشاورز، سعیده امین، سارا امینیان، سارا لقمانی، نفیسه آزاد و فریده غایب، پرستو اللهیاری، ناهید میرحاج، عالیه مطلب‌زاده و آیدا سعادت نیز در یک سال گذشته از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

استان کردستان پس از تهران بیشترین برخورد و محاکمه فعالان جنبش زنان را در سال ۸۷ تجربه کرد.

همچنین نسرین ستوده، منصوره شجاعی، عشاء مومنی از جمله فعالان حقوق زنان هستند که در سال ۸۷ ممنوع الخروج شدند.

با ادامه فعالیت های برابری خواهانه زنان، مقام های قضایی و امنیتی در سال ۸۷ اجرای برخی از احکام حبس این فعالان را آغاز کردند.

در اولین مورد، حکم سه سال زندان عالیه اقدام دوست در بهمن ماه ۸۷ به اجرا در آمد.

این بازداشت با واکنش فعالان حقوق زنان مواجه شد و صدها تن از آنها در نامه ای خواستار آزادی خانم اقدام دوست شدند.

خارج از محدوده

استان کردستان پس از تهران بیشترین برخورد و محاکمه فعالان جنبش زنان را در سال ۸۷ تجربه کرد.

زینب بایزیدی عضو انجمن زنان آذرمهر و کمپین تغییر برای برابری نیز که از ۱۹ تیر ۸۷ در مهاباد بازداشت شد، تاکنون در زندان است. دادگاه انقلاب و تجدید نظر در آبان ماه او را به چهار سال زندان و تبعید به زندانی دیگر برای تحمل حبس محکوم شد.

فاطمه گفتاری دیگر عضو انجمن زنان آذر مهر در استان کردستان، در تیرماه سال ۸۷ از سوی دادگاه جزایی سنندج به یک سال و نیم زندان محکوم شد.

سایت تغییر برای برابری طی گزارشی در اسفند ماه ۸۷ خبر داد که در سایر شهرستان ها از جمله در اصفهان شیراز، کرمانشاه، انزلی، رشت و همدان نیز فعالان حقوق زن و اعضای کمپین از سوی نهادهای امنیتی و قضایی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته اند.

تقدیر جهانی

فعالان جنبش زنان در ایران طی سال ۸۷ غیر از دستاوردهای داخلی که شامل حذف دو ماده جنجالی از لایحه دولت، ابلاغ برابری زنان و مردان در ارث و حذف جنسیت از بیمه بود، مورد حمایت و تقدیر مجامع جهانی نیز قرار گرفتند.

اهدای جوایز معتبر بین المللی به پروین اردلان و نسرین ستوده، اهدای جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز به سایت تغییر برای برابری، اهدای جایزه سیمون دوبووار به کمپین یک میلیون امضاء و حمایت اغلب نهادهای بین المللی دفاع از حقوق بشر و حتی دبیر کل سازمان ملل، سال ۸۷ را برای جنبش زنان ایران به سال امیدواری تبدیل کرد.

گزارش از بخش فارسی بی بی سی - BBC