ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

ماتیلدا سنگسار نمی‌شود

http://mail.google.com/mail/?ui=2&ik=bbb7eade69&view=att&th=120ceaa77e3af60c&attid=0.1&disp=inline&realattid=f_ftu8r45a0&zw


من ماتیلدا بنگتسون هستم، ۲۴ ساله، اهل مالمو و در رشته فیزیوتراپی تحصیل می‌کنم. حدود ده سال است که فعال سیاسی هستم. راسیسم و مشکلات زنان از مسائل مورد علاقه من می‌باشد. برای من مبارز زنان یک مبارزه برای حقوق انسانی‌ است که برای زنان همان حقوق را تقاضا می‌کند که مردان خواهان آن هستند و این یک مبارزه جهانی است. ولی‌ نباید فراموش کرد که مبارزه ما زنان وابسته به زمان و مکان و طبقه ای است که ما به آن تعلق داریم و از همین لحاظ شکل مبارزه متفاوت است. وضعیت زنان سوئد با وضعیت زنان در ایران که معمولا به یک کشور زن ستیز شناخته شده اختلاف فاحشی دارد.
موارد شنیده شده این است که زنان ایران در زیر فشار بیرحمانه ای زندگی‌ میکنندکه اساسا از حقوق اولیهٔ انسانی‌ بی‌ بهره هستند. در آنجا زنان، نمیتوانند برای زندگیشان تصمیم بگیرند، نابالغ محسوب میشوند مجبور به ازدواج اجباری هستند، اجازه طلاق ندارند، و سنگسار میشوند.
برای من این مسائل بسیار دور از تصور و باور است و به سختی میتوانم تجسم کنم که چه معنی‌ در واقیعت در بر دارد. ولی‌ از اینکه بدانم زنان با همه خطراتی که زندگیشان را تهدید می‌کند سرشان را بالا میگیرند برای بدست آوردن حقوق‌شان مبارزه میکنند افتخار می‌کنم و به من شهامت میدهد. ما با یکدیگر قوی هستیم و میتوانیم تغیر ایجاد کنیم. مبارزه زنان در دهه ۱۹۰۰ در سوئد جایگاه بزرگی‌ دارد. مبارزه ما بأعث بدست آوردن حق رای، حق استفاده آموزش و پرورش برای همه و وضع قوانین دیگر برای ایجاد سازمانهای دولتی و قوی که امکان آوردن زنان را به بازار کار مهیا ساخت. در ضمن وظیفه و مسولییت نگهداری و پرستاری کودکان و سالمندان از عهده زنان به جامعه واگذار شد. اکنون برطبق قانون، تجاوز جنسی‌ در زمان ازدواج هم میتواند رخ دهد و همچون گذشته زن هنگام ازدواج جز دارائی مرد محسوب نمی‌شود و شخصیتی مستقل دارد ولی‌ با این حال ما هنوز راه درازی را در پیش داریم.
حقوق زنان در سوئد، در مقأیسه با مردان در یک کار مشابه بیست درصد کمتر است و شرایط استخدامی نابرابری دارند و کمتر میتوانند در کارشان تاثیر گذار باشند و نتیجه اش پایین آوردن احساس خودکفأیی و استقلال میشود. اگر ما در جامعه ای زندگی‌ می‌کنیم که در آنجا قدرت معاش و قدرت زنده ماندن به مردان وابسته است عجیب نیست که زنان در خیلی‌ از مواقع در موارد گوناگون مطیع مردان هستند. اگر به نتایج خشونتی که از طرف مردان به زنان میرود نگاه کنیم می‌ بینیم که هنوز نتایج وحشتناک است و ۴۶درصد از زنان سوئد بعد از پانزده سالگی دچار نوعئ خشونت از طرف مرد شده‌اند. بنابرین اگرچه وضعیت زنان سوئد مانند زنان ایران وحشتناک نیست ولی‌ ارقام رضایت بخش نمی‌‌باشد و مبارزه زنان برای گرفتن حقوقشان هنوز هم مهمترین مساله روز است.این مبارزه به صورتهای مختلف از طرف سازمان‌های مختلف هدایت میشود. الهامبخش من به خاطر مسوولیت آموزشی‌ است که در انجمن "دفاع از خود زنان" دارم و این کار باعث میشود به مدرسه ها، خانه جوانان و محل کارها بروم و هزاران زن و دختر را ملاقات کنم و در این ملاقاتهاست که احساس مبارزه در من شدت پیدا می‌کند. آرزو می‌کردم تمام چیزهایی که این زنان و دختران برایشان اتفاق افتاده ایکاش هرگز اتفاق نمی‌‌افتاد.
ولی‌ در این ملاقاتها و گفتگو ها است که آتش اشتیاق آنها برای تغییر جامعه و تقاضای حقوق شان بیشتر میشود
الهامی که این زنان و دختران در محل کار و مدرسه به من میدهند همان الهامی است که من از کمپین یک میلیون امضا گرفتم. دانستن این که دیگر زنان جهان حقشان را تقاضا میکنند هر چند این تقاضا ممکن است پیامدهای ناگواری داشته باشد، وجودم را پر از گرمی‌ می‌کند بقول ضرب المثلی : از اختناق است که مبارزه بوجود میاید. ما با هم میتوانیم راه حل پیدا کنیم و با شجاعت این مبارزه را پیش بریم.

ماتیلدا بنگتسون
ترجمه: میترا نجفی