ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

به مناسبت بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان- قتل‌های ناموسی در هلند

رادیو زمانه باورکردنی نیست که پدر و مادری دخترنوزده‌ساله‌ی خود را تنها به این دلیل که عاشق شده و می‌خواهد با مرد مورد علاقه‌اش ازدواج کند، به بهانه‌ی رفتن به تعطیلات، به هندوستان زادگاه خود برگردانند، او را بکشند، جسدش را بسوزانند و بعد هم با سربلندی اعلام کنند که با کشتن او لکه‌ی ننگی را از دامن خود پاک کرده‌اند. این دخترجوان «آمیرات» نام داشت و در بلژیک زندگی می‌کرد. او در تابستان گذشته به دست پدر و مادرش کشته شد.

قتل‌های ناموسی معمولاً به دست پدر، شوهر، برادر، اعضای مرد فامیل و درمواردی با همکاری مادر و یا مادرشوهرانجام می‌گیرد؛ و اغلب با همکاری افراد جوان و کم‌سن و سال خانواده مثل برادر و یا پسرعمو انجام می‌شود تا آنها به علت نداشتن سن قانونی ازاشد مجازات درامان بمانند. قتل‌های ناموسی برای اعاده‌ی حیثیت، در جوامع غیر اسلامی هم دیده می‌شود. مثلاً در سیسیل ایتالیا و یا بعضی از کشورهای امریکای لاتین، سنت کشتن زن خائن به دست شوهربرای جبران بی‌آبرویی وجود دارد.


درسال‌های اخیرافزایش خشونت خانگی و قتل‌های ناموسی درمیان مسلمانان هلندی ازمسائل مهم و مطرح در این کشور بوده است. درهلند سالانه به‌طورمتوسط چهارده زن قربانی قتل‌های ناموسی می‌شوند. بر اساس تحقیقات انجام شده نیمی از این قربانیان ازطرف اعضای فامیل خود مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و باید برای پاک شدن لکه‌ی ننگ و بی آبرویی به دست مردان فامیل به قتل برسند

قتل‌های ناموسی در میان مهاجران افعانی، ترک، هندی و مراکشی ساکن هلند بیشتر از سایر مسلمانان این کشور دیده می‌شود. سالانه درهلند ۴۵۰ زن و دختر جوان مسلمان قربانی این نوع خشونت و مورد حمله‌ی فیزیکی مردان خویشاوند و مدافع ناموس قرارمی‌گیرند و تصادفاً ازمرگ جان به‌در می‌برند. عاشق شدن، ازدست دادن بکارت، مخالفت با ازدواج‌های ناخواسته‌ی فامیلی، مورد تجاوز قرارگرفتن و مخالفت با اوامر پدر و برادران، و خیانت به همسراز دلایل اصلی کشته شدن زنان مسلمان در هلند هستند.

تنها پناهگاه زنان و دختران جوان تهدید شده خانه‌های امنی است که می‌توانند برای مدتی به‌طور ناشناس درآن‌جا مخفی شوند. بعضی از آنها حتی با وجود حمایت پلیس و مخفی شدن در تهدید دائمی به سر می‌برند و در نهایت توسط اعضای خانواده‌ی خود شناسایی می‌شوند و به قتل می‌رسند. در مستندی به نام «کد قرمز»، ساخته‌ی فیلمسازجوان هلندی، «جسیکا ویلرواس» که چندروز پیش از تلویزیون پخش شد، برای اولین بار در هلند چهار دختر جوان که بر صورت خود ماسک زده، کلاه گیس‌های بلوند بر سرگذاشته و حتی صدای‌شان را با استفاده از تکنیک‌های صوتی تغییر داده‌اند تا به هیچ‌وجه شناخته نشوند، با کارگردان مصاحبه کرده‌اند. آنها همگی از ترس کشته شدن به دست پدر، برادر و یا اعضای دیگر فامیل از خانه فرار کرده و در خانه‌های امن با نشانی مخفی زندگی می‌کنند.

«دنیا» دختری چهارده‌ساله ازخانواده‌ای ترک است که با کارگردان مصاحبه کرده، اما پس از چند روز گریه‌کنان به او می‌گوید که دیگرحاضر به همکاری نیست. او می‌خواهد که مصاحبه‌اش به هیج‌وجه پخش نشود. اقوام «دنیا» از این مصاحبه با خبر شده و باز او را تهدید به مرگ کرده‌اند. «دنیا» تحت نظر اداره‌ی حمایت از جوانان زندگی می‌کند. مددکاران این مرکز به او و خانواده‌اش کمک می‌کنند تا والدینش بتوانند با او که از ترس کشته شدن از خانه فرارکرده آشتی کنند. مراکز حمایت از کودکان و نوجوانان در هلند موظفند در صورتی که کودک یا نوجوانی در خانه مورد آزار و اذیت قرار بگیرد، او را از پدر و مادر خود جدا کنند.

«صبا» دختر جوان مراکشی‌الاصل می‌گوید که چون حاضر به ازدواج با پسرعمویش نشده از طرف پدرش به مرگ تهدید شده است. پدرش دو سال پیش او را به عنوان رفتن به تعطیلات به مراکش می‌برد و در خانه‌ای حبس می‌کند. او سرانجام با کمک سفارت هلند در مراکش به هلند برمی‌گردد و حالا دانشجوی حقوق است، اما درخانه‌ای مخفی زندگی می‌کند و در هنگام خروج از خانه تغییر قیافه می‌دهد.

«سارا»، افغانی است و بیش از پانزده‌سال است که در هلند زندگی می‌کند. سخت‌گیری‌های والدینش با خشونت و کتک خوردن روزانه‌ی او از سوی آنها همراه بوده است. تا آن‌جا که در بچگی فکر می‌کرده همه‌ی بچه‌ها باید هر روز تنبیه شوند. او می‌خواسته با مردی که خودش انتخاب کرده بوده، ازدواج کند، اما چون این ازدواج سر نمی‌گیرد، از طرف پدرش به بی‌آبرویی متهم و تهدید به مرگ می‌شود. والدینش سرانجام به او می‌گویند یا باید خودکشی کند، یا با پسرعمویش در افعانستان ازدواج کند. در غیر این صورت آنها برای حفظ آبروی خود او را خواهند کشت.

«نادیا» نوزده ساله و عراقی تبار است. شش ساله بوده که با خانواده‌اش به هلند مهاجرت می‌کند. او درآمستردام بزرگ شده ودر بچگی همیشه از پدرش شنیده بوده که که درصورت ازدست دادن بکارت کشته خواهد شد. او هنگام ازدواج با کمال صداقت به خواستگارعراقی‌اش می‌گوید که باکره نیست. پس از ازدواج بارها به این خاطر کتک می‌خورد تا جایی که شوهرش یک‌بارمی‌خواسته او را خفه کند و بار دیگر با ماشین زیربگیرد.

«زهرا»ی پانزده‌ساله می‌گوید که پدرش ازاو که بکارتش را ازدست داده خواسته است که خودکشی کند در غیر این صورت به دست او و یا پسرعمویش که می‌خواسته با او ازدواج کند، کشته خواهد شد. زهرا از خانه فرار کرده اما اطمینان دارد که پدرش روزی او را پیدا می‌کند و می‌کشد.

دولت و سازمان‌های غیر دولتی در هلند در سال‌های اخیر برای مبارزه با خشونت خانگی و قتل‌های ناموسی به اقدامات متعددی از قبیل راه‌اندازی کمپین‌های گوناگون، افشاگری، آموزش جوانان مسلمان و حمایت ازقربانیان پرداخته‌اند. کارشناسان حقوقی می‌گویند یکی از راه‌های موثر در کاهش این نوع خشونت، سخت‌گیری بیشتر دادگستری و افزایش مدت زندانی بودن محکومان است
فروغ.ن.تمیمی