ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه

گزارش تحقیقی خشونت علیه زنان در افغانستان

این تحقیق، توسط خانم زرقا یفتلی و آقای احمد ضیا ضیایی، در مدت ۱۸ ماه، با حمایت مالی (HBS - HEIRICH BOLL STIFTUNG) انجام یافته است.

یافته های این گزارش، در نتیجۀ مصاحبه با ۲۰۶۱ تن از زنان شامل در عرصه های مختلف، در ولایتهای کابل، بلخ، بدخشان، پروان و ننگرهار، با جمعیت شهری و روستایی، تشخیص شده است.

گزارش، برمبنای تعریف زیر از خشونت علیه زنان، تهیه گردیده است:

«هرعملی که اضرار فزیکی، جنسی و روانی را برای زنان به بار آورد و یا تهدیدی درین زمینه تلقی گردد، به شمول تهدید و اقدام به محرومیت از آزادی در حوزۀ زندگی خصوصی و اجتماعی، خشونت علیه زنان نامیده میشود».

این گزارش، ابعاد خشونت علیه زنان را در بخشهای دسترسی به خدمات بهداشتی، اشتغال، آموزش و پرورش و خانواده مورد بررسی قرار داده است. در این گزارش سعی به عمل آمده است تا خشونت علیه زنان، از زاویه های مختلف به بررسی گرفته شود و در زمینه، مشکلات عمده، شناسایی گردد.

این تحقیق، نظر به دلایل زیر، راه اندازی گردیده است:

• در عرصه هایی که این تحقیق صورت گرفته، تا حال تحقیقی انجام نیافته است. تحقیقاتی، که تا حال در افغانستان صورت گرفته است، بیشتر در اطراف خشونتهای خانواده گی بوده است؛

• شناسایی این که چی نوع خشونتهایی در دسترسی زنان افغان به خدمات بهداشتی، آموزش و پرورش، اشتغال و خانواده وجود دارد؛

• شناسایی این که چی امکانات و سهولتهایی در دسترسی زنان به خدمات بهداشتی، آموزش و پرورش و اشتغال وجود دارد؛

• دولت افغانستان، در سطح بین المللی، تعهداتی را پذیرفته است، تا برای تمام شهروندان افغانستان، بدون تبعیض جنسیتی، مذهبی و زبانی، زمینه های دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و شغلی را فراهم نماید؛ امّا آیا دولت به این تعهدات خویش جامۀ عمل پوشانیده است؟

گروههای مورد مطالعه درین تحقیق را زنان با سواد، کم سواد و بی سواد، تشکیل میدهند.

یافته های عمدۀ این تحقیق:

خشونتهای خانواده گی:

• از مجموع ۴۱ درصد مصاحبه شونده گانی که ازدواج شان براساس رضایت خود شان صورت گرفته است، ۷۴ درصد آنها با سواد بوده و برعلاوه ۴۷ در صد شان دارای اشتغال بوده اند؛

• ۵۹ درصد ازدواجهای بررسی شده درین تحقیق، ازدواج اجباری بوده است، که از آن جمله حد اقل ۳۰ در صد ازدواجها به گونۀ بدل صورت گرفته است. در نتیجه، ۷۳ درصد آنها از حق داشتن مهر محروم گردیده اند؛

• حد اقل ۳۸ درصد مصاحبه شونده گان، در سنین بین ۱۱ تا ۱۵ سال ازدواج کرده اند؛

• ۲۳ درصد زنان متأهل، از اندازۀ مهر خود آگاهی ندارند؛

• ۹،۷۱ درصد زنان، پس از ازدواج از ادامۀ تحصیل و اشتغال محروم گردیده اند؛

• از میان زنان شاغل، ۲۱ درصد و زنان بیکار، ۴۲ درصد، مورد خشونتهای خانواده گی قرار گرفته اند؛

• از میان زنانی که مورد خشونت قرار گرفته اند، حداقل ۲،۳۸ درصد شان، در سنین ۱۱ ـ ۱۵ سال ازدواج نموده اند؛

• فقط ده درصد زنان مصاحبه شونده بیان داشته اند، که به هیچ نوع خشونت مواجه نبوده اند؛

• ۵،۲۷ درصد زنان مصاحبه شونده، در شرایط تعدد زوجات به سر میبردند؛ از جمله، ۸۲ درصد، به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی، به ازدواج با مرد متأهل رضایت نشان داده اند. برعلاوه، ۸۲ درصد این زنان از وجود همسر قبلی شوهر شان اطلاع نداشته اند؛

• ۸۸ درصد زنان، در شرایط تعدد زوجات، از بی عدالتی شوهر میان زنان، در زمینۀ پرداخت نفقه، توجه به کودکان و سایر موارد، خبر داده اند.

دسترسی به آموزش و پرورش :

• ۱۵ درصد دختران، در محلات زیست شان، به مکاتب متوسطه و ۱۰ درصد، به مکاتب لیسه، دسترسی ندارند؛

• برای اکثر دانش آموزان دختر، تشویق و حمایت خانواده، عامل اصلی موفقیت شان در مکتب بوده است؛ ۵۷ درصد دختران، به دلیل ثقل کارهای خانه، به دروس خویش، به صورت منظم، رسیده نمیتوانند؛

• ۶،۳۱ درصد از دانش آموزان دختر، که بین صنوف ۷ ـ ۱۲ قرار دارند، به دلیل ممانعتهای خانواده گی، داشتن نامزد و یا عروسی در هنگام آموزش، از ادامۀ تحصیل باز داشته می شوند؛

• ۷،۳۴ درصد از دانش آموزان دختر، مجبور اند تا فاصلۀ یک ساعت راه را، جهت رفتن به مکتب پیاده بپیمایند. آزار و اذیت جنسی دختران در راه مکتب نیز، از همین دسته دختران، گزارش شده است.

دسترسی به صحت:

• ۸،۳۵ درصد زنان، به دلیل ممانعتهای خانواده گی، به خدمات عامۀ بهداشتی دسترسی ندارند؛

• ۹،۳۱ درصد از زنان مریض داخل بستر در شفاخانه ها بیان کرده اند، که برخورد کارمندان خدمات بهداشتی با آنان، خشونت آمیز می باشد؛

• ۴،۳۱ درصد از زنان، به خاطر نبود مراکز بهداشتی، فقر، دور بودن داکتر و ممانعت خانواده ها از رفتن پیش داکتر، برای درمان خویش، از مواد مخدر استفاده می کنند؛

• ۶،۱۹ درصد زنان، برای تداوی خود و فرزندان خود، از داروهای یونانی و ۵۰ درصد از داروهای خودسر، بدون مشورۀ داکتران، استفاده می کنند؛

• ۹،۵۷ درصد مصاحبه شونده گان، حد اقل یک بار سقط جنین داشته اند، که از جملۀ این تعداد، ۶۸ درصد، علت آن را خشونتهای خانواده گی، گفته اند.

خشونت در محیط کار:

• ۳۴ درصد از کارمندان زن، که درین تحقیق سهم گرفته اند، اطفال شیرخوار داشتند، که از جمله، حد اقل برای ۷۰ درصد آنها هیچ نوع سهولتی، از سوی ادارات شان، برای نگهداری کودکان شان، مهیا نگردیده است؛

• فقط ۹،۱۴ درصد کارمندان زن، از زمینه های تحصیلی و کورسهای کوتاه مدت بیرون از کشور استفاده نموده اند. درمیان زنانی که از این امکانات استفاده نکرده اند، فقط ۱۵ درصد را آنانی تشکیل میدهند، که از سوی خانواده های شان اجازه نداشته اند؛ برای بقیه، زمینۀ استفاده از این امکانات، از سوی ادارات شان فراهم نگردیده است؛

• کارمندان زن، حد اقل در ۳۵ مورد، به یکی از اشکال آزار و اذیت جنسی، به شمول مزاحمتها، اِعمال فشار و... مواجه شده اند.

معلومات و یافته های این گزارش، بیانگر آن است که زنان، با خشونتهای فراوانی در خانواده و اجتماع مواجه اند. این راپور، راه حلهای زیر را برای کاهش خشونت در برابر زنان، پیشنهاد میکند:

• تصویب قانون محو خشونت علیه زنان؛

• بازتاب پیامدهای خشونت علیه زنان، از طریق رسانه های شنیداری و دیداری؛

• ترویج فرهنگ احترام متقابل و به ویژه ترویج فرهنگ احترام به زن در جامعه، از طریق راه اندازی برنامه های آگاهی دهی؛

• تأمین حق مساوی آموزش برای دختران، از طریق اجرای پالیسی های متوازن و همه شمول، جهت دسترسی مساویانۀ دختران به آموزش و پرورش؛

• ایجاد میکانیسم کارا، برای ثبت و رسیده گی به شکایات دانش آموزان؛ به ویژه در پیوند به آزار و اذیت جنسی و بدرفتاری؛

• بهبود در سیستم ارایۀ خدمات بهداشتی، در سطح تمام مراکز بهداشتی کشور؛

• گسترش مراکز حمایۀ طفل و مادر و افزایش دسترسی به داکتران زن، در روستاها؛

• ایجاد کودکستانها و محلات نگهداری کودکان، برای مادران شاغل؛

• ایجاد زمینه های ارتقای ظرفیتها برای زنان، با توجه به مشکلات شان؛ تا زنان بتوانند در کار خویش پیشرفت کنند.

هیچ نظری موجود نیست: