۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا، به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد



کمیته گزارشگران حقوق بشر- جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا، به اتهام «اجماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور» در شعبه 30 دادگاه انقلاب به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی که در تاریخ 23 خرداد 87 مقابل گالری ابریشم با 8 تن ديگر از فعالان حقوق زنان دستگیر شده بود.

لازم به ذکر است با وجود تفهیم اتهام بر اساس ماده 610 قانون مجازات اسلامی طی مراحل بازپرسی، در نهایت حکم دادگاه به واسطه عضویت در کمپین یک میلیون امضا و بنا به ماده 500 قانون مجازات اسلامی صادر شد.ژ که این امر خلاف تشریفات قانونی است.

مینا جعفری، وکیل جلوه جواهری با اعلام این خبر افزود: اتهام عنوان شده در راي صادره با كيفر خواست مغايرت داشته و راي مزبور بدون توجه به دفاعيات موکل و وكيل وي صادر شده است. مضاف بر آن که راي دادگاه به وكيل پرونده ابلاغ نشده و پس از مراجعه وکیل به دفتر شعبه و تقاضاي كتبي از رياست و دفتر شعبه 30 دادگاه انقلاب براي ابلاغ متن راي هيچ پاسخي دريافت نكرده است. وکیل پرونده سرانجام ناگزیر از به مطالعه متن راي در دفتر شعبه شد و اين موضوع برخلاف ماده 213 قانون آيين دادرسي كيفري است. این حقوقدان خاطرنشان ساخت درنهايت اعتراض خود را به راي صادره با وجود عدم ابلاغ راي پرونده قرار داديم.

۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

سایت تغییر برای برابری، بیست ویکمین بار فیلتر شد

http://asemandailynews.com/wp-content/uploads/arton6599.png


تغییر برای برابری: در پی موج جدید فیلترینگ سایت های اینترنتی سایت تغییر برای برابری برای بیست و یکمین بار فیلتر شد. موج دامنه دار فیلترینگ اخیر به جز سایت های تغییر برای برابری، مدرسه ی فمینیستی و خبرنامه ی امیرکبیر، به سرویس ایرانی پرشین بلاگ نیز رسید و روز بیست وسوم شهریور ماه صفحه ی اول این سایت پرمخاطب به مدت بیست و چهار ساعت در ایران قابل دسترسی نبود.

پیش تر نیز همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در بیست و دوم خرداد ماه گذشته سایت تغییر برای برابری فیلتر شده بود.

گفتنی است سایت تغییر برای برابری در آدرس جدید قابل دسترسی است.

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

کودک یمنی هنگام زایمان درگذشت


در یمن ارزش های قبیله ای حکمفرماست

سازمان مدافع حقوق بشر در یمن می گوید دختربچه ای دوازده ساله هنگام زایمان جان باخته است.

این گروه گفت این دختربچه پس از تحمل سه روز درد زایمان روز جمعه (11 سپتامبر)، به دلیل خونریزی شدید درگذشت.

نوزاد "فوزیه عبدالله یوسف" در بیمارستانی در نزدیکی صنعا، پایتخت یمن، مرده به دنیا آمد.

رئیس سازمان "سیاج" گفت مرگ این دختربچه نو عروس، ناشی از بی سوادی و ناآگاهی گسترده در کشور یمن است که باعث شده دختربچه های کم سن و سال زیادی وادار به ازدواج شوند.

برای شماری از خانواده های فقیر ازدواج دخترانشان در ازای دریافت مهریه ای بزرگ راهی مشروع برای نجات از بی بضاعتی مالی است.

یمن فقیرترین کشور عرب است و آداب و رسوم قبیله ای بر فرهنگ این جامعه تسلط دارد.

گفته می شود که بیش از یک چهارم زنان یمن پیش از سن پانزده سالگی ازدواج می کنند.

فوزیه فقط یازده سال داشته که پدرش او را وادار می کند با مردی 24 ساله ازدواج کند. رئیس سازمان سیاج می گوید این مرد کشاورزی در عربستان سعودی بوده است.

معضل ازدواج اجباری دختربچه های یمن دو سال پیش وارد عناوین خبری مهم شد چون یک دختربچه یمنی هشت ساله به تنهایی به دادگاه مراجعه کرد و از قاضی خواست عقدش با مردی سی و چند ساله را بی اعتبار اعلام کند. او سرانجام توانست طلاق بگیرد.

در ماه فوریه گذشته پارلمان یمن قانونی را تصویب کرد که حداقل سن قانونی برای ازدواج را هفده سال تعیین کرده است.

بنا به گزارش ها، برخی از قانونگذاران یمن با این قانون مخالفت کرده و آن را غیراسلامی خوانده اند و قبل از تائید نهایی آن توسط رئیس جمهوری یمن، خواستار بازنگری آن در پارلمان شده اند.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/09/090913_shr_yemen_childbride.shtml

۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه

افزایش بی‌سابقه‌ی خشونت‌ علیه زنان در ایران

عکس از  آرشیو

سخنگوی سابق قوه‌ی قضا‌ئیه می‌گوید که در سه سال اخیر شمار زنانی که در اثر خشونت به قتل رسیده‌اند به شدت افزایش یافته است. به گفته‌ی وی زنان و دختران در سال‌های اخیر بیشتر از هر دوره‌ای قربانی خشونت‌های خانگی شده‌اند.

حسین میرمحمد صادقی، استاد دانشگاه و سخنگوی سابق قوه‌ی قضائیه، از افزایش قتل و آزارهای جسمی دختران و زنان جوان در ایران خبر داده است. وی که روز یکشنبه، اول دی، در "نشست تخصصی بررسی تدابیر حقوقی کاهش خشونت مبتنی بر جنسیت" سخن می‌گفت، افزود، در ۳ سال اخیر شمار زیادی اجساد دخترانی به پزشکی قانونی تحویل شده‌اند که توسط بستگان یا دوستان مرد خود به قتل رسیده‌ یا مورد آزارهای شدید جسمی قرار گرفته‌اند.

گرچه میرمحمدصادقی این افزایش قتل و خشونت را عمدتاً در مورد دختران دارای "دوست خیابانی" بیان کرده، ولی درعین حال یادآور شده که این گونه خشونت‌‌ها در مورد زنان متأهل نیز به نحو قابل توجه‌ای رو به افزایش است.

به گفته‌ی سخنگوی سابق قوه‌ی قضائیه، آمار دقیقی از تعداد قربانیان یادشده وجود ندارد، اما شواهد و بررسی‌های کارشناسان حقوقی گویای آن است که «زنان و دختران در سال‌های اخیر بیشتر از هر دوره‌ای قربانی خشونت‌های خانگی شده‌اند.»

نقش قوانین و مقررات در تشدید خشونت‌ها

گرچه اغلب کارشناسان خشونت علیه زنان در ایران را با فرهنگ مردسالار رایج در این جامعه مرتبط می‌دانند، اما قوانین و سیاست‌گذاری‌های تبعیض‌آمیز را هم در تشدید این نوع خشونت و ناکامی تلاش‌ها برای رفع آن، به شدت تأثیرگذار می‌دانند. به بیان دیگر، قوانین و مقررات می‌توانند راه برای تحولات فرهنگی و بینشی در جامعه بگشایند یا خود سبب حفظ و تشدید مناسبات عقب‌مانده شوند. به گفته‌ی بسیاری از فعالان حقوق زنان در ایران، شماری از قوانین وضع‌شده در ایران در دهه‌های اخیر، عملاً بر ابعاد تبعیض‌های جنسیتی علیه زنان افزوده‌اند و تشدید خشونت علیه آنان را بیش از گذشته دامن زده‌اند.

به ویژه در قوانین مجازات، شلاق زدن، سنگسار و دستگیری‌های مربوط به روابط خارج از ازدواج، نحوه‌ی رفتار با زنان خشونت‌آمیزتر است. در دستگاه‌های دولتی و قضایی، رفتار فرودستانه‌تری با زنان می‌شود. افزایش قتل‌های ناموسی که قبل از انقلاب عموماً در استان‌های جنوبی و غربی روی می‌دادند اینک در شهرهای بزرگ و تهران نیز مشاهده می‌شوند. فعالان حقوق زنان در ایران، علت این امر را کنترل مرد بر زن و کنترل برادر بر خواهر می‌دانند که قوانین و مقررات موجود آن را تقویت و نهادینه کرده است. این در حالی است که خبر قتل‌های مختلفی که زنان قربانی آن هستند به این یا آن صورت انتشار می‌یابد، ولی خبر خشونت‌هایی همچون آزار و ضرب و شتم زنان در درون خانواده‌ها معمولاَ بروز بیرونی پیدا نمی‌کند.

"خشونت و تبعیض جنسی مصداقی از جنایت علیه بشریت"

در نشست تخصصی یادشده، دکتر حسین مهرپور، استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی نیز در سخنانی، با تأکید بر این که در نظام حقوقی ایران در زمینه مسائل کیفری، حقوقی و اهلیت مدنی، مقررات تبعیض‌آمیزی وجود دارد، لازمه‌ی مبارزه با خشونت علیه زنان و رفع آن را اصلاح این مقررات دانست.

لزوم اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز در سخنان میرمحمد صادقی نیز مورد تآکید قرار گرفته است. به گزارش سایت سازمان دفاع از قربانیان خشونت، که نشست یادشده در آن برگزار شد، میرمحمد صادقی ضمن اشاره به تلاش هایی که در سطح بین المللی برای جبران کاستی‌های گذشته صورت گرفته، اعلامیه و دستورالعمل وین صادره از سوی کنفرانس جهانی حقوق بشر در ژوئن 1993 و اعلامیه و دستورالعمل پکن، صادره از سوی چهارمین کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد زنان در سپتامبر 1995 را، از نمونه‌های این تلاش‌ها دانست. در این اسناد بر لزوم مبارزه با ارتکاب خشونت های جنسی علیه زنان تأکید شده است.

به گفته‌ی میرمحمد صادقی، «امروزه شاید بتوان گفت که برخی از مصادیق خشونت و تبعیض جنسیتی حتی می‌تواند ویژگی‌های لازم را برای آن که یک جرم بین المللی، مثلاً نسل کشی، جنایت علیه بشریت یا جنایت جنگی محسوب شود دارد.» او یادآور شد که ایران نیز به عنوان بخشی از جامعه‌ی بین‌المللی نمی‌تواند به این تحولات بین‌المللی بی‌توجه و بی‌اعتنا بماند.

منبع دویچه وله
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,3894661,00.html

۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

ترجمه کوتاهی از سخنان صدر اعظم آلمان در ارتباط با حوادث اخیر در ایران


به گزارش صفحه خبری اینترنتی اشپیگل امروز یکشنبه21 جون آنگلا مرکل صدر اعظم این کشور خطاب به مردم ایران گفته است که کشورش آلمان از جنبش مردم ایران برای احقاق حقوق خود برای آزادی بیان و حق اعتراض و راهپیمایی حمایت میکند. او از رهبران ایران خواسته است که اجازه برای راهپیمایی آرام و مسالمت آمیزمردم صادر کرده و از خشونت و سرکوب مردم پرهیز کند. اوبا تاکید از رهبران ایران خواسته است که بازداشت شدگان راهر چه زودتر آزاد نمایند. او تاکید کرده است که ایران نیز باید حقوق بشر وشهروندان خود را رعایت کند. او همچنین از دولت ایران درخواست فراهم کردن شرایط مناسب برای خبرنگاران و رسانه های داخلی و خارجی کرده است.


ترجمه شکوفه بنایی

۱۳۸۸ خرداد ۱۶, شنبه

نازلی فرخی، نماينده سايت تغيير برای برابری، جايزه گزارشگران بدون مرز را دريافت کرد


جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز در مسابقه وبلاگ‌نويسی دويچه‌وله در سال ۲۰۰۹ به سايت تغيير برای برابری، تعلق گرفت. نازلی فرخی به عنوان نماينده اين سايت در مجمع جهانی رسانه‌های دويچه وله اين جايزه را دريافت کرد.

با نازلی فرخی، درباره اين جايزه، سايت تغيير برای برابری و موضع جنبش زنان در برابر انتخابات رياست‌جمهوری گفت‌وگو کرده‌ايم.

دويچه‌وله: خانم فرخی سايت تغيير برای برابری برنده جايزه‌ی وبلاگ نويسی دويچه‌وله شده است. فعاليت‌های اين سايت فقط روی موضوع کمپين يک ميليون امضا متمرکز است يا روی کل جنبش زنان کار می‌کند؟

نازلی فرخی: سايت تغيير برای برابری دقيقا از همان روزی که کمپين شروع به کار کرد، راه افتاد و چند ويژگی عمده دارد. اولين ويژگی‌اش اين است که اين سايت تحريريه ثابتی ندارد. يعنی بچه‌هايی که قبلا در تحريريه اين سايت بودند، الان ديگر نيستند و اين کسانی که الان هستند، ممکن است ديگر نباشند. يعنی اين امکان را برای همه فراهم کرده است که هر کسی که در حوزه‌ی زنان کار می‌کند و در حوزه‌ی کمپين حرفی برای گفتن دارد، بتواند حرفش را از طريق اين سايت بگويد. قبلا فقط يک عده خاص و شناخته شده بودند که در سايت‌ها مقاله می‌نوشتند، آن فضا شکسته شده و ديگر آن حالت محدوديت برای نوشتن وجود ندارد.

يعنی می‌شود گفت مثل يک وبلاگ جمعی است؟
دقيقا، مثل يک وبلاگ جمعی شده است. اين وبلاگی بودنش بخصوص شايد در بخش ’’کوچه به کوچه‘‘ است. يعنی آن قسمتی که ما می‌خواستيم راوی حرکت خودمان باشيم و اين بخش با اين که يکی از پرخواننده‌ترين و بهترين بخش‌های سايت است، ولی اصلا مهم نيست که کسانی که آنجا می‌نويسند چقدر نويسنده باشند، چقدر خوب بنويسند و چقدر نوشته باشند. فقط کافی است آن خاطره‌ای که از امضا جمع کردن يا از دستگيری دوستشان دارند، بفرستند برای آنجا و حتما در ’’کوچه به کوچه‘‘ چاپ ميشود. به‌نظر من اين ويژگی خيلی خوب و يک بدعت خيلی خوبی در جنبش اجتماعی ايران است که کنش‌گران خودشان در عين حال راوی حرکت‌شان هم هستند.

بازخوردهايی که ازخوانندگا‌‌‌ن‌تان گرفته‌ايد، چه طور بوده؟
ما در بخش کوچه به کوچه، يک قسمت کامنت داريم يا قسمتی هست که مثلا بچه‌ها می‌آيند چهره به چهره باهم حرف می‌زنند و مثلا گاهی وقت‌ها می‌گويند خيلی من تحت تاثير اين نوشته بودم. تعداد خيلی زيادی از کسانی که دواطلب حضور در کمپين ميشوند، تحت تاثير نوشته‌هايی هستند که در بخش کوچه به کوچه منتشر می‌شود. من فکر می‌کنم اين تاثير خيلی بزرگی است که اين بخش گذاشته است. سايت کمپين، علاوه براين قسمت، شامل قسمت‌های ديگری هم هست. مثلا ما يک بخش خبر داريم که خبرهای همه‌ی جنبش زنان ايران و بقيه‌ی جنبش‌های اجتماعی ايران را منتشر می‌کند و ديگر اين که سايت ما هر روز به روز ميشود.

رابطه‌ی سايت تغيير برای برابری با سايت‌های کمپين در خارج از کشور چيست؟ آن‌ها را هدايت ميکند يا آن‌ها کاملا مستقل عمل ميکنند؟
ما تمام سعی‌مان چه در تهران و چه در شهرستان‌های ديگر اين بود که هژمونی‌ای، هيچ شهری روی شهر ديگر نداشته باشد. در نتيجه اين سايت هم سعی نمی‌کند روی جاهای ديگر نظارت يا کنترل داشته باشد. آن‌ها برای خودشان مينويسند، سايت تغيير برای برابری تهران هم برای خودش مينويسد. ما يک قسمت داريم به نام سايت نوشته‌ها که لينک مطالب در مورد زنان از سايت‌های ديگر را آنجا ميگذاريم و اين جوری ميتوانيم تجربه‌هامان را با همديگر قسمت کنيم و حرف‌هامان را با هم بزنيم.

زمانی که اعلام شد که اين سايت برنده‌ی مسابقه‌ی دويچه‌وله شده، برخوردها در ايران چگونه بود؟
اين جايزه، اگر از نظر زمانی اشتباه نکنم، تقريبا همزمان بود با جايزه‌ی سيمون دوبوار که به ما دادند. آن‌موقع هم فشار روی کمپين زياد بود و اين جايزه‌هايی که همزمان با همديگر آمد، خيلی برای روحيه‌ی بچه‌ها خوب بود، خيلی کمک کرد. خيلی برای بچه‌های ايران خوشحال‌کننده بود.

معمولا وقتی که جوايز خارجی به کمپين تعلق ميگيرد، فشارهای امنيتی هم بيشتر ميشود. برای اين که بهانه دست نيروهای امنيتی می‌آيد که بگويند شما داريد از خارج کمک می‌گيريد. آيا در مورد اين جايزه و موردهای مشابه‌اش يا جايزه‌ی سيمون دوبوار اين اتفاق برای کمپين افتاد؟
نه. مثلا برای جايزه‌ی سيمون دوبوار وقتی که خانم بهبهانی ميخواستند به عنوان دريافت کنده آن به خارج سفر کنند، اصلا هيچ مشکلی در فرودگاه برايشان پيش نيامد و همين طور برای من.

در مورد جايزه‌ی نقدی سيمون دوبوار دودستگی ايجاد شده بود. يک عده می‌گفتند ، بخش نقدی‌اش نبايد دريافت بشود که آخرش هم دريافت نشد و می‌گفتند که اين استقلال کمپين را زير سوال ميبرد. آيا کلا در مورد جوايز خارجی اين نظر هميشه هست، يعنی گروهی در کمپين هستند که فکر ميکنند اين جوايز ميتواند استقلال کمپين را زير سوال ببرد؟
در سه سند اوليه کمپين که همه به آن متعهد شده‌اند اعلام کرده‌ايم که هيچ کمک مالی دريافت نمی‌کنيم. حالا جايزه هم ميتواند يکی از مصاديق کمک مالی باشد. البته همان موقع هم بچه‌ها گفتند جايزه با کمک مالی فرق می‌کند. ولی ما گفتيم کمک مالی از خارج دريافت نميکنيم. من فکر ميکنم اين به نفع کمپين است. هم برای استقلالش و هم برای خيلی از مسايل ديگری که برای کمپين ممکن است پيش بيايد. به‌هرحال من احساس ميکنم اين به نفع کمپين است که ما جايزه‌ای را دريافت نکنيم و خوشبختانه جايزه‌ای که دويچه‌وله به ما داد هيچ وجه نقدی‌ای نداشت. در نتيجه تنش در آن هم خيلی کم بود. يعنی اين که ديگر هيچ تنشی نداشتيم. چون فقط يک لوح بود و هيچ نظرسنجی برای اين که حالا پول را بگيريم يا نه انجام نشد.

اينجا غير از شرکت در مجمع رسانه‌ها که در دويچه‌وله برگزار ميشود، آيا در جمع‌های ديگر ايرانی هم بوده‌ايد؟
من با بچه‌های بخش فارسی دويچه‌وله بودم. خيلی ميهمان‌نواز بودند و خيلی به من کمک کردند. و يک اتفاق خيلی خوبی هم که افتاد اين بود که من ديروز به دفتر مجله‌ی فمينيستی اما «Emma» رفتم و با استقبال خيلی زياد هيات تحريريه‌ی آنجا مواجه شدم. من فکر ميکنم اين ديدار خيلی خوب بود، هم برای ما و هم برای آنها. بخاطر اين که اين خواهری جهانی را ما زنان ايرانی هم ميتوانيم با بقيه‌ی خواهرهايمان در جهان محکم کنيم.

اعضای تحريريه مجله‌ی اما «Emma» با فعاليت‌های کمپين آشنايی داشتند؟
مجله‌ی اما «Emma» خودشان يکبار به ما ميل زده بودند و گفته بودند هر حمايتی که لازم باشد ما از شما ميکنيم، فقط شما بگوييد چه حمايتی لازم است که بعد من ديدم فرصت خيلی خوبی است الان که در آلمان هستم بروم حضوری با اينها صحبت کنم.

کلا برخورد ايرانی‌های خارج از کشور را با کمپين و فعاليت‌های زنان داخل ايران را چه طور ارزيابی ميکنيد؟
ما الان در آلمان يک گروه فعال کمپين آلمان داريم. ديروز که من جايزه را گرفتم ايرانی‌های خيلی زيادی آنجا بودند، وقتی که داشتند جايزه را به من ميدادند. حضور آن‌ها پشتوانه‌ی روحی خيلی خوبی برای من بود و حرف‌هايی که به من زدند خيلی دلگرم‌کننده بود. يعنی فکر ميکنم خيلی از ايرانی‌ها، به‌خصوص بچه‌های تيم دويچه‌وله، خيلی خوب کمپين را می‌شناسند و خيلی خوب از آن استقبال می‌کنند، حتا بيانيه‌ی کمپين را امضا هم کرده‌اند.

خانم فرخی، در داخل ايران ائتلافی شکل گرفته از بخشی از جنبش زنان به نام «ائتلاف همگرايی زنان برای طرح مطالبات در فضای انتخاباتی». برخی از اعضای کمپين هم در اين ائتلاف شرکت کرده‌اند و برخی ديگر مخالف شرکت در اين ائتلاف بوده‌اند. نظر شما راجع به اين ائتلاف چيست؟
کمپين طبق اساسنامه‌ای که دارد اصلا در ذات خود نمی‌تواند از هيچ جريانی حمايت کند. چون طبق تعريف کمپين هر کسی که کمپين را امضا کند، ميتواند جزيی از کمپين باشد. يعنی الان مثلا شما فرض کنيد ما سيصد هزار امضا جمع کرده ايم، يعنی ما سيصد هزار عضو کمپينی داريم. پس ما نميتوانيم بگوييم کمپين به ائتلاف پيوسته يا کمپين به ائتلاف نپيوسته. اين تعريف کمپين است.

البته من نگفتم کمپين، گفتم برخی از اعضای کمپين.
بله، من اين توضيح را دادم که يک وقت اشتباهی برداشت نشود. بله خب اين اتفاق افتاده است. من فکر می‌کنم اين اختلاف نظرها خيلی طبيعی است. به‌هرحال همه جای دنيا آدمها ممکن است در يک حرکت خاصی باهم اختلاف نظر داشته باشند. ولی من خودم کسی بودم که به اين ائتلاف نپيوستم. به‌خاطر اين که مفهوم ائتلاف مطالبه محور را در زمان انتخابات نمی‌فهميدم. من نه فضای بازی را احساس کردم و نه احساس کردم حالا ما بايد مطالباتمان را بگوييم. ما سه سال است داريم اين مطالبات را می‌گوييم و من احساس کردم احتياجی نيست که ما دوباره اين‌ها را خطاب به آدمهای خاصی بگوييم. چون هر کسی اگر ميخواست بشنود، تا حالا شنيده بود.

ولی الان با توجه به خبرهايی که از ايران ميآيد، فعالان همگرايی در خيابان بروشورهای همگرايی را پخش ميکنند و کسی هم به آنها کاری ندارد.
اما جلوه و کاوه هنوز در زندان هستند. (منظور جلوه جواهری و کاوه مظفری دو تن از کنشگران کمپين يک ميليون امضاست که از روز يازده ارديبهشت در بازداشت به سر ميبرند).

و الان شما فضای ايران را برای طرح مطالبات زنان چگونه می‌بينيد ؟ آيا واقعا الان فضا را در ايران بهتر نمی‌بينيد برای اين که صدايتان را بلندتر بکنيد؟
من شخصا نه. به‌خاطر اين که فکر می‌کنم الان در فضای انتخاباتی هر چيزی خيلی بوی سوءاستفاده دارد. يعنی کانديداها ميخواهند از جريانات زنان سوءاستفاده کنند. يعنی من به هيچ کدام از کانديداها خيلی خوشبين نيستم، در نتيجه اصلا دلم نميخواهد به‌عنوان يک فعال زن بروم زير پرچم فلان کانديدا . ولی من اميدوارم که بعداز انتخابات اين کانديداها به وعده‌هايشان عمل کنند. ما هم ديديم که چندتا ازکانديداها منشور دادند، يک‌سری حرف‌ها زدند که ما حمايت ميکنيم و حتا بعضی از کسانی که از آن کانديدای خاص حمايت می‌کردند و در تيم تبليغاتيشان بودند، آمدند کمپين را امضا کردند. خب اين نشانه‌ی خوبی است. اميدوارم بعد از انتخابات هم به حرف‌هايشان پايبند باشند و اين‌ها فقط سوءاستفاده از جنبش زنان ايران و اين جايگاهی که حالا در جامعه دارد نباشد.

در فضای انتخاباتی فعلی همه جا صحبت از تغيير است. شعار اول کمپين هم تغيير قوانين تبعيض‌آميز بود. فکر ميکنيد اين فضا بتواند به کمپين کمک کند؟ يا فکر ميکنيد هيچ کمکی نميکند و کمپين راه خودش را ميرود؟
کمپين نزديک سه سال است کارش را شروع کرده و ما در اين سه سال ياد گرفتيم چه طور در شرايط خيلی سخت امنيتی کار کنيم. درنتيجه من نمی‌گويم که اگر شرايط بعداز انتخابات تغيير کند و بهتر يا بدتر شود، اصلا برای ما فرقی ندارد. يعنی افزايش و کاهش فشارهای روحی و روانی هم روی کمپين اثر می‌گذارد و هم روی بقيه‌ی جنبش ايران. در واقع من ميتوانم بگويم کمپين الان هيچ فضای عمومی برای امضا جمع کردن ندارد. يعنی ما توی خيابان نمی‌توانيم برويم، هفته‌ای يکبار کوه ميرفتيم که آن را هم از ما گرفتند. يعنی در واقع ما هيچ فضايی نداريم. من اميدوارم بعداز انتخابات اين فضای امنيتی که در شهر هست کمتر بشود. به‌خاطر اين که شيوه‌ی کار ما مسالمت‌آميزترين و بهترين شيوه‌ا‌ست و اصلا مغاير قانون نيست. من اميدوارم کسی که رييس‌جمهور ميشود به قانون پايبند باشد و اگر به قانون پايبند باشد، آنوقت روی فعالان کمپين و فعالان ساير جنبش‌ها کمتر فشار هست. من اميدوارم که اين شرايط بهتر شود.

مصاحبه‌گر: ميترا شجاعی
تحريريه: مصطفی ملکان